کان شمع که می سوزدوپروانه ندارد
مشنوای دوست که غیرازتومرایاری هست
یاشبو روز به جزفکر تو هم کاری هست
خیلی وقت بود که اپ نکرده بودم گرفتاری ها اجازه نمی داد
امید وارکم که از این اپ جدید خوشه تون بی یاد
چند بیت شعر هست نمی دونم خوبه یا نه
تکیه گاه من بمان ای معنی عشق وامید بی تو بودن رنگ زیبای ندارد زندگی باش با من تا که با تو
زندگی را حس کنم
توتعبير رويا ي ناديده اي.تونوري كه برسايه تابيده اي
تويك اسمان بخشش بي طلب .توبرخاك ترديد بار يده ا ي
تويك خانه در كوچه زندگي.تويك كوچه در شهر ازادگي
تويك شهر در سر زمين حضور.تويي راز بودن به اين سادگي
سر در اورد از تو خاك اسمونو ببينه
سايه ي سياه سنگ افتاده بود روسرش سردي پيكرسنگ مونده بودروبدنش خسته شدنشست روي خاك اون جونه ي قشنگ نتونست بيادبيرون از زير سينه ي سنگ
گفت كه زيرسنگ سخت من غريب واسيرم زيراين سنگ كبودجون ميدم من مي ميرم سنگه تا حرفوشنيدقلب سنگينش شكست گفت كه با اينهمه درد نمي شه اينجا نشست
لب پرتگاه جنون لغزيد و افتاد تو رود چشم هاي جونه ديدافتاب وهرچه كه بود چه قشنگ كار سنگ تو هجوم شعرمن رسيدن به اوج عشق قصه ي سقوط سنگ
يكي هست كه مي گذره ازخودش ببين چه سخت سنگه افتادته رود تا جونه شد درخت

زخمی شده ام و شوق مرهم دارم
فریاد زدم کسی خبر دار نشد
ای هم نفس خاک نفس کم اوردم

من هم اسیر عشقم هم قربانی نفرت
عشق کیست ؟ نفرت کیست؟
نفرت من عشق توی
من از تبار حسرتم که از تبار خسته ام
قصار بی برنده ایست بازی تلخ زندگی
چه برده چه باخته از این قصار خسته ام
گذشته از این قصار خسته ام
گذشته از جاده ی ما تهی ترین غبار ها
از این غبار بی سوار از انتظار خسته ام
اشک زمانی زیباست که برای چشم تو باشد چشم زمانی زیباست که برای عشق تو باشد
عشق زمانی زیباست که برای تو باشد و تو زمانی زیبایی که برای من باشی

به نام آنکه هر چه داریم از اوست
و هر چه نداریم از مصلحت اوست
سلام ...
سلام به همه دوستان خوبم که با تشریف فرماییشون منو خجالت زده می کنند .
...
سال 1386 رو از صمیم دل بهتون تبریک می گم و امیدوارم در کنار خانواده سال خوبی رو داشته باشید ...
امیدوارم سال 1386 سالی پر بار و پر برکت و سرشار از برکت بی کران خداوند باری تعالی باشه و با خاطرات خوب و بد سال 1385 خداحافظی کنید و با فکری نو همچون بهاری نو به زندگی و آینده ی خودتون برسید ...

این دو بیتی رو به مناسبت سال نو تقدیم می کنم به همه عاشقان :
خدا به هر آنکه دوست داری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هر آنکه دوست تر می داری بیاموز
که دوست داشتن از عشق هم بهتر است
راستی در سال جدید چه ایده و هدفهایی دارین .؟
امیدوارم به همه هدفهاتون و همچنین به آرزوهاتون برسید .
من و تمام جوانها رو از دعای خیرتون بی بهره نذارید .
( التماس دعای فراوان )
امیدوارم همه خوب باشید.
راستش میخواستم یه مطلبی رو بنویسم که پشیمون شدم.
چون مطلبی رو خوندم که بد جور حالم رو گرفت(خودت فهمیدی مگه نه؟)
ولی عیب نداره.
این شعر هم عوض اون مطلب که میخواستم بنویسم:
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
عشق ورزی تو با ما شهره آفاق بود
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان
بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر دامن ساقی سمین ساق بود
خوب تا بعد.

اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن
اگر خدا حافظی در را است سلامش نکن
اگر دستی را گرفتی رهاش نکن
دفتری که بسته شده بازش نکن
قلبی که شکسته شده دیگه نازش نکن
خدایا عشق دیگه چیه چرابنده هاتو جفت افریدی چرا هرکسی برای خودش یاری داره یاری که تمام زندگیش مال اون هست تمام غم و شادیش رو با اون تقصیم میکنه تازه از زمانی که به یارش می رسه معنای زندگی رو میفهمه و از زندگیش لذت می بره ای خدا
نمی دونم که درد دم رو به کی بگم یا که چطور بگم بگم نگم زوده یا دیر میشه نمی دونم می تونم یک یار خوب برای خودم پیدا کنم
کاش می شدکه ...................................
دیگه خسته شدم بعضی موقه ها میگم برای چی من خودمو خسته میکنم من که یک نفر بیشتر نیستم پس به اندازه یک نفر کار کنم بسه باشه هر وقت که به یارم رسیدم سخت کار کنم نمی دونم که ما هم تو اسمان به این بزرگی ستاره داریم یانه
سکوتم را به بارن هدیه کردم
تمام زندگیم گریه کردم
تقدیم به کسی که نگاهش نشانه زندگی
ولبخندش نشانه دوستی است
اگر خوستی عشق را به تصویر بکشی
مادر زیباترین است
در اشنای امروز تقدیم میکنم تا در جدای فردا به یادم باشی ایا در هوار خوشیهای که باهم داریم اهنگ مرصوز نها شنوی در پیرامونه ما سراسر طبیعت به صورت چنگی جلوه گر میشود .و نواهای عشق سازی می کندپس بیا تا یکدیگر را دوست بداریم و در چمن زار ازادگی زندگی کنیم امروز یک غروب سرد و خسته هست غروبی که دل هر شکستی را ازاد میکند وغم سنگی را در دل هر رهگذر جای می دهدای کاش میتوانستم فریاد بزنم وتورا از خدا طلب کنم
تورو اون لحضه که دیدم به بهانه هام رسیدم
از تو تصویر کشیدم که اون رو هیچ جا ندیدم
تورا از نگاهت شناختم قصه از عشق تو ساختم
تورا از خودت گرفتم و ازت خاطره ساختم
ای تو بهانه واسه موندنم
این دوبیتی از حافظ رو تقدیم می کنم به تمام عاشقان به حافظ
امیدوارم منو از نظرات زیباتون بی بهره نزارید و منو در بهتر سازی وبلاگم یاری کنید :
عمری است که به راه غمت رو نهاده ایم
روی دریای خلق به یکسو نهاده ایم
هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده ایم
هم دل بر آن دو سنبل هندو نهاده ایم







